على دوانى

82

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

نويسنده ، و مردى نيك نفس و داراى همت عالى ، و سخت ديندار بود . . . » « 10 » 4 - ابن اثير جزرى متوفى به سال 630 ه - در آغاز « پاره‌اى از حوادث سال 406 » مىنويسد : « در اين سال شريف رضى محمد بن حسين موسى بن ابراهيم بن موسى بن جعفر ، ابو الحسن ، صاحب ديوان مشهور وفات يافت . در تشييع جنازهء او عموم طبقات حضور يافتند ، ولى برادرش ( سيد مرتضى ) حضور نداشت ، چون او نتوانست به جنازه‌اش بنگرد ، لذا رفت به حرم كاظمين ، تا اين كه فخر الملك وزير او را به خانه برگردانيد . بسيارى از شعرا در رثاء رضى شعر گفتند ، از جمله برادرش سيد مرتضى بود كه گفت : . . . » « 11 » » 5 - ابن ابى الحديد معتزلى ( 655 يا 656 ه - ) در مقدمهء جلد يكم شرح نهج البلاغه ، شرح حالش را تقريبا مانند ابن جوزى آورده و مىافزايد كه « دانشمندى اديب و شاعرى سخن سنج ، داراى شعرى شيوا ، و الفاظ متناسب و محكم بود » و پس از توصيف انواع و خصوصيات شعرش و عفت نفس و همت عالى و دينداريش مىگويد : « از هيچكس صله و جايزه قبول نكرد ، حتى جايزهء پدرش را نپذيرفت ، همين معنى براى پى بردن به شرافت نفس او كافى است . سلاطين آل بويه سعى بليغ نمودند . تا عطاهاى آنها را بپذيرد ، ولى رضى نپذيرفت . » ابن ابى الحديد در بارهء سيد رضى و پدر و مادر و جدش ناصر كبير و برادرش سيد مرتضى و قسمتى از اشعارش ، صفات « مؤلف نهج البلاغه » را كه او به شرح آن پرداخته سخن گفته است « 12 » . ابن ابى الحديد در آخر جلد 15 شرح نهج البلاغه به مناسبتى از طاهر ذو المناقب به عنوان « شيخ بنى هاشم از علويان و عباسيان » نام مىبرد و مىنويسد : « دو پسر وى على و محمد ، مرتضى و رضى ، در ادبيات و شعر و فقه و كلام يگانه عصر بودند ، رضى مردى شجاع و اديب و سخت بزرگ منش بود « 13 » . » 6 - ابن خلّكان - قاضى القضات احمد بن محمد بن ابى بكر شافعى اشعرى در گذشتهء 681 ه - در « وفيات الاعيان » كه معروف به « تاريخ ابن خلّكان » است ، و چنان كه از نام كتاب پيداست مشتمل بر شرح حال بزرگان اسلام مىباشد ، در شرح حال سيد رضى پس از ذكر سلسله نسب او تا حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مىنويسد : « وى صاحب ديوان شعر است . ثعالبى از او نام برده و مىگويد : . . . »

--> ( 10 ) - منتظم ابن جوزى - ج 7 - ص 279 . ( 11 ) - كامل ابن اثير - ج 7 - ص 280 . ( 12 ) - شرح نهج البلاغه چاپ مصر - ج 1 - از ص 31 تا 41 . ( 13 ) - شرح نهج البلاغه چاپ مصر ج 15 ص 487 .